با نگاهی به پس
با نگاهی به پیش
با نگاهی به زیر
ما از مرز گذشتیم
ما از مرز گذشتیم
حبس مان را کشیده ایم
و شلاق مان را خورده ایم
فرزندان خلفی بودیم
در رنج کشیدن و تقاص دادن
گناه پدران را گردن گرفتیم
دِین ایشان را ادا کردیم
و از دینشان برگشتیم
امروز در این طرف،
بردگانی رها شده هستیم
نفرین شده و بی مشتری...
در رنج کشیدن و تقاص دادن
گناه پدران را گردن گرفتیم
دِین ایشان را ادا کردیم
و از دینشان برگشتیم
امروز در این طرف،
بردگانی رها شده هستیم
نفرین شده و بی مشتری...
با داغ تو بر پیشانی مان
با نام تو در نشانی مان
و زنجیری بر دست و پا
زیرنگاه های پرسشگر و نا آشنا
به یاد سالهای عاشقی و بندگی
نامت را با حسرت و درد
فریاد می زنیم
و تو هنوز به رهایی ما
دلت رضا نداده است...
ای مرز پر گهر
از ما بگذر!
با نام تو در نشانی مان
و زنجیری بر دست و پا
زیرنگاه های پرسشگر و نا آشنا
به یاد سالهای عاشقی و بندگی
نامت را با حسرت و درد
فریاد می زنیم
و تو هنوز به رهایی ما
دلت رضا نداده است...
ای مرز پر گهر
از ما بگذر!
0 comments:
Post a Comment