اعتقاد داشتن به اینکه در هر قضیه باید به متخصص آن مراجعه کرد، امری پذیرفته شده در نزد عقلا است. اینکه برای ساختن خانه به مهندس مراجعه کنیم و برای درمان درد به پزشک و احیانا اگر قصد کاهش تورم را داریم به اقتصاد دان.
این فرضیات که تا حدی بدیهی می نماید ریشه در پذیرش تفکیک صورت گرفته در شاخه های مختلف علم و آنچه تخصصی کردن کارها خوانده می شود دارد. بگذریم از اینکه به این تخصصی کردن، خرده و ایراد فراوان گرفته شده و به هزار چیز ربط داده شده و تعبیر شده است.
پرسش اینجاست که مرز بین کار تخصصی و اظهار نظر در امر تخصصی شده کجاست؟
پاسخ من این است که اگر فرد متخصص در حیطه کاری خود کار علمی-پژوهشی کند یا مقاله بنویسد و سخنرانی کند و اگر در جمعی اظهار نظر تخصصی ارائه دهد، قاعدتا امری مطلوب و به قاعده انجام داده است. حال اگر این فرد مدعی شد که مثلا در هر جمعی که من هستم دیگران حق اظهار نظر راجع به حیطه تخصصی من را ندارند یا نوشتن و سخن گفتن و حتی فکر کردن به یک امر تخصصی توسط فرد غیر متخصص ممنوع است در واقع این فرد مشغول به تحدید و تهدید آزادی بیان شده که ارزشی به مراتب بالاتر در دنیای مدرن است.
به همین دلیل، هر چند سیاست یک علم با مبانی تعریف شده است اما اظهار نظر در مورد امر سیاسی یک حق فردی است. و بر همین مبنا اگر چه اقتصاد در نگاه اول شاخه ای مهم از علوم انسانی و تحقیق و تفحص و تخصص در آن راهی طولانی و مستلزم مرارت و زحمت بسیار است، ولی چون تلاطم و تغییر مولفه های آن تاثیر گذار در زندگی روزمره هر فرد است پس فکر کردن به آن و تحلیل داده ها و پیش بینی روندهای آن وظیفه ناگزیر او برای ادامه زندگی است.
جالب اینجاست که مبنای اولیه فقه نیز بر همین استنتاج بنا نهاده شده که تقلید از متخصص در هر امری موافق عقل است پس در علم الهی نیز باید ( و نه اینکه می توان..) از فرد متخصص پیروی کرد. به طریق تمثیل، اجبار به تقلید کورکورانه از متخصص در هر حیطه ای تلاش برای فقاهتی کردن آن حیطه و تعریف حجت و آیت در آن شاخه از علم است.
خلاصه کلام اینکه، وبلاگ نویس تا جایی که مدعی کار علمی و تخصصی نباشد می تواند از این رسانه شخصی برای ورود به هر حیطه ای استفاده کند و عدم داشتن تخصص، مانعی برای اظهار نظر نمی تواند و نباید قرار گیرد.
0 comments:
Post a Comment