"درهای قلعه تاریکی هیچ زمان بر سوداگران نور بسته نخواهد شد."
همه تلاش شب پرستان، بر ناامید کردن ما از تغییر است. به قانع کردن ماست بر پذیرفتن شرایط امروزبه عنوان شرایط طبیعی. اینکه بپذیریم راه دیگری و چاره دیگری نیست و ما هر چه کنیم نمی توانیم چیزی را عوض کنیم و به این ترتیب از هر گونه تلاش برای تغییر دست برداریم. حال آنکه آنچه ما با آن مواجهیم شرایطی تحمیل شده است. مردم ما به اجبار موقعیت زیر بار بسیاری چیزها رفته اند اما این پذیرش نیست بلکه تحمل است.
آنچه امروز بر ما می گذرد لیاقت و سرنوشت محتوم ما نیست. مردم ما حق دارند زندگی توام با رفاه و آزادی داشته باشند. جوانان ما باید حق انتخاب داشته باشند و بتوانند آزادانه بیاندیشند و رفتار کنند، تجربه کنند و اشتباه کنند. مردان و زنان ما باید بتوانند در مسیر علایقشان کار و پیشرفت کنند و بهترین ها را در کنار خانواده به دست آورند. سالخورگان ما حق دارند زندگی را با آرامش بگذرانند و حاصل زحمات خود را لمس کنند.ما باید به طور مرتب به خودمان یادآوری کنیم که استحقاق بهترین ها را داریم.
مبارزه ما با شرایط حاکم، ناامیدی، بدگویی و نالیدن نیست. مبارزه ما امید دادن و امیدوار ماندن است. شرایط امروز موقت و رفتنی است و ما باید با تکرار این حقیقت، خود را و دیگران را برای فردا آماده نگهداریم. بزرگترین نیروی ما برای درهم شکستن این چهارچوب پوشالی، اصرار بر نپذیرفتن آن به عنوان یک واقعیت است.
یادمان باشد سخن زرتشت را که گفت: "جدال من با تاریکی است، برای کشتن تاریکی شمشیر بر نمی کشم... چراغ می افروزم."
امید به فردای بهتر، چراغ راه ماست.