Thursday, November 15, 2012

آرگو (Argo)


فیلم "آرگو" به کارگردانی بن افلک به تازگی در آمریکا به روی پرده رفته است. این فیلم یک برداشت آزاد از حادثه گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران است که توسط گروه موسوم به "دانشجویان پیرو خط امام" در آبان ماه سال 1358 انجام شد.

داستان فیلم بر محور تلاش یک مامور سیا برای خارج کردن شش دیپلمات آمریکایی متمرکز است که برای در امان ماندن از گروگانگیری، به سفارت کانادا در تهران پناه برده اند. مامور سیا باید با یک داستان پوششی مناسب به تهران رفته و این شش نفر را جلوی چشم چندین مامور مسلح از ایران خارج نماید. قصه هر چند در دنیای واقعی فراز و فرود کمتری داشته، اما به خوبی دستمایه فیلمی هالیوودی قرار گرفته و حاصل کار بیینده را از ابتدا تا انتها همراه می کند.

فیلم با مقدمه ای راجع به امپراطوری ایران، حکومت پهلوی، سقوط دولت ملی مصدق و سپس حال و هوای انقلاب 57 آغاز می شود. مقدمه ای که اگر نبود، شاید درک فیلم برای ببننده غربی دشوار می نمود و حالا که هست به دلیل نوع گفتار و قضاوتی که راجع به حکومت پهلوی دارد به مذاق برخی خوش نمی آید و  از نگاه بعضی از ایرانیان "توهین آمیز" خوانده شده است. اما باید به این نکته توجه داشت داستانی که می توانست برای سیاه نمایی و نفرت پراکنی به بهترین نحوی استفاده شود تنها بستری برای ذکر یک روایت تاریخی شده و هیچ نشانی از احساس و قضاوت در آن نیست. هیچ جمله ای که همه ایرانیان را در قالبی منفی دسته بندی کند در تیتراژ فیلم و در گفتار بازیگران گنجانده نشده است. حتی در صحنه های مربوط به تسخیر سفارت که بهترین جا برای تحریک مخاطب است، در مقابل همه فریاد ها و شعارها و مشت های گره کرده پشت دیوار، هیچ دشنام و تحقیری بر زبان اعضای حاضر در سفارت جاری نمی شود و گروه آمریکایی محافظان ساختمان و اعضای سفارت در نهایت بدون مقاومت و تیر اندازی تسلیم شده و با چشم و دست های بسته به صف می شوند.

آرگو جدای از تلاش برای وفادار ماندن به تاریخ، در بازسازی صحنه خیابان ها، بازار تهران و محوطه و اطراف سفارت بسیار خوب عمل می کند و من که سالها در خیابان طالقانی زندگی کرده ام را تحت تاثیر قرار می دهد. با این وجود در نشان دادن فضای ملتهب و به هم ریخته تهران، دارهای برپاشده در خیابان، اعدام های انقلابی داخل کوچه، سخت گیری در خروج از کشور، حضور پررنگ افراد مسلح در شهر و برخورد مردم عادی با هر کسی که شبیه به آمریکایی ها است دچار اغراق می شود. هر چند درست تر این است که به آن از جنبه خلق فضای دراماتیک نگریسته شود و الزامات ساخت و فروش فیلم را مبنای عمل سازنده فیلم قلمداد کرد. شاهد اینکه، فیلم در اپیزود های پایانی با رفع تعلیق ها دچار نوعی رکود شده و چند دقیقه آخر کشدار می نماید. در نهایت فیلم و عکس های واقعی نمایش داده می شوند و کارگردان تلاش می کند روایت خود را مستند جلوه دهد.

فیلم را باید از نوع پایان خوش دانست چون با ذکر این واقعیت که تمامی گروگانها به سلامت به خانه برگشتند، بر تفاوت ایرانیان با آنچه مخاطب غربی فیلم از جوامع همجوار ایران در ذهن دارد صحه می گذارد.

0 comments:

Post a Comment