Thursday, December 20, 2012

آتش

 
در "سده" مردمی خسته از سیاهی و سرما،بر بام خانه های خود آتش می افروزند.
در "یلدا" که درازترین شب حکمرانی تاریکی است، " مهر" زاده می شود.
در" نوروز"، تاریکی به تمامی شکست میخورد و روشنی بر دنیا حاکم می شود.
اگر نوروز هنوز نرسیده و یلدامان هر سال درازتر می شود... آتشی برافروزیم.
 

Wednesday, December 19, 2012

بخاری های نفتی

زلزله اخیر را به یاد بیاورید. اتفاقی که افتاد این بود: چنان حجم عظیمی از خیرخواهی و کمک و حضور موثر از طرف مردم ایجاد شد که حکومت و ارگانهای وابسته به آن عملا به دنبال مردم افتادند. من این همبستگی را به دلیل رنج مشترکی می دانم که مردم در این چند سال کشیده اند و این سطح از حضور را به دلیل اعتقاد آنها به بی کفایتی و بی تدبیری مسئولان.
حالا پیشنهاد مشخصی دارم: بیایید بخاری های نفتی را عوض کنیم، هر جا که می شود با بخاری گازی و اگر نه با بخاری نو و استاندارد. بیایید به حکومت دوباره درس بدهیم.
- ما فرد/افرادی می خواهیم که انواع بخاری را مقایسه و درجه بندی و بهترین را پیشنهاد کند.
- ما سازمان/نهاد هایی لازم داریم که برای توزیع بخاری اعلام آمادگی کنند. شاید بهترین آنها خود آموزش و پرورش باشد.
- هر مدرسه ای می تواند ضمن اعلام نیاز خود، بخاری های اهدایی مردم را تحویل بگیرد.

ما باید از این ایده در داخل و خارج ایران حمایت کنیم.باید مدارس را پر از بخاری نو کنیم. باید به سوختن بچه های معصوم در آتش بی لیاقتی مدیران حکومتی پایان دهیم.
شخصا هزینه پنج بخاری را تقبل می کنم و به هر نهادی که اعلام آمادگی کند وجه مربوطه را واریز می نمایم.

Friday, December 14, 2012

درباره شاهزاده

آقای رضا پهلوی، حضورش در عرصه رسانه ها و فعالیت و کنش های سیاسی اش همیشه از دو زاویه کاملا مخالف مورد قضاوت قرار گرفته است: گروهی سر و جان را فدای شاهزاده می کنند و عده ای می خواهند دور از جان، سر به تنش نباشد. سوال اینجاست که دلیل این همه اختلاف چیست و چطور می شود به یک نگاه میانه رسید؟

شخصا گروه اول را کمتر می شناسم اما با مطالعه نوشته هایشان، برداشت کلی از آنها دارم. این گروه، اغلب ساکن اروپا و آمریکا و کمتر ایران هستند، دوره قبل از انقلاب را تجربه کرده و برداشت دست اولی از آن زمان دارند. بیشتر آنها به هر دلیلی بعد از انقلاب از ایران خارج شده  و امروز با مقایسه ای که بین دو دوره تاریخی در ذهن خود می کنند و با شناختی که از مردم و فرهنگ ایران دارند، نظام پادشاهی مشروطه را بهترین نظام حکومتی برای ایران می دانند. قاعدتا از آقای پهلوی که ولیعهد شاه مرحوم محسوب می شود به عنوان نماد سلطنت حمایت و کارها و مواضعش را تایید و تحسین می کنند.

طرف مقابل طیف وسیعی را شامل می شود: از افسران جنگ نرم تا اصلاح طلبان حکومتی، طرفداران جدایی دین از سیاست، اعضای جنبش دموکراسی خواه، جمهوری خواهان و افراد مستقل. هر کدام از اینها دلایلی برای مخالفت و مقابله با گروه اول دارد و عمدتا نظریه بازگشت سلطنت را مضحک و غیر قابل بحث می دانند. تلاش اصلی آنان این است که با زدن مهر سلطنت طلب، گروه مقابل را واپس گرا و ضد دموکراسی طبقه بندی کنند و هیچ شان و جایگاهی برای ایشان در امروز و آینده سیاسی ایران قائل نباشند. از نگاه بسیاری از این افراد، مخالفت با آقای پهلوی و فعالیت هایش به شکلی مبارزه با تفکر بازگشت به دوران پادشاهی و کاری درست و قابل دفاع است.

داشتن اختلاف نظر بین این دو گروه طبیعی و قابل درک است اما تبدیل شدن این اختلاف نظر به یک دشمنی و جنگ تمام عیار مخصوصا در عرصه رسانه ای، محل تامل و تاسف است.

به مخالفان ایشان باید گفت شخص آقای پهلوی نه ادعای حکومت دارد و نه خود را پادشاه ایران می خواند. ایشان - حداقل در ظاهر- در نقش یک ایرانی با تباری مشخص، از ظرفیت های خود و خانواده اش برای رساندن پیام و درخواست های مردم ایران به گوش جامعه جهانی استفاده می کند. در مورد خانواده پهلوی هر انتقاد و اعتراضی که داشته باشیم نمی توانیم در وطن دوستی و نقش متبت آنان در تاریخ معاصر ایران تردید کنیم. دوره بیست ساله حکومت رضا شاه و دستاوردهایش را با بیست سال اخیر ایران و جایگاه ایرانیان در دهه پنجاه را با امروز مقایسه کنید تا ارزش ها و تفاوتها را دریابید.دور از انصاف است به آقای پهلوی حق ندهیم به عنوان فرزند شاه فقید، در هر کجا بتواند به نفع مردم ایران نقش آفرینی کند. خانواده پهلوی نه به خاطر نظام شاهنشاهی و خاندان سلطنت بودن، بلکه به دلیل خدماتی که به ایران کرده شایسته احترام است و بی احترامی به آنها توهین به داشته های تاریخی و فرهنگی ماست.

در مقابل سخنی هم با طرفداران آقای پهلوی که به قول معروف گاهی از پاپ کاتولیک ترند و در مقام دفاع از ایشان بزرگترین دشمنی را روا می دارند: اگر مواضع خود را با شخص ایشان تنظیم کنید و تلاش خود را مصروف حمایت از فعالیت هایش کنید -و نه برنامه ای که شما برای او در سر دارید- و اگر در هیچ عرصه ای سعی نکنید از او جلو بزنید بزرگترین لطف را به ایشان و سایر فعالان سیاسی کرده اید. آینده ایران را کسی جز مردم ایران تعیین نمی کند و اسم و عنوان ها در این بین نباید مهم باشد. مخالفت با نظام سلطنتی برای مردمی که از استبداد رنج می برند چرا باید برایتان تعجب آور باشد؟ حرف آخر اینکه اگر در آینده ایران بازگشت نظام سلطنتی هیچ محلی از اعراب نداشته باشد، دست کم  آقای پهلوی باید یکی از گزینه ها در انتخابات آتی باشد و آنقدر محبوب مردم، که بر سایر گزینه ها ترجیح داده شود. با چنین هدفی باید دوستی ها را ارج نهیم و دشمن اصلی را هدف بگیریم.از حرف و حدیثتان اینقدر می دانم که دشمنی با هم وطن در مرام شما نیست.

کلیت این نوشته در اثبات نبودن نیات و انگیزه های منفی، سودجویانه و ریاکارانه در دو طرف این ماجرا یا هر ماجرای دیگری نیست. هدف اصلی دعوت به تغییر نگاه و تمرکز بر خوبی هاست که در همه طرف ها، سهمی از آن وجود دارد.

Thursday, December 6, 2012

مصادره دین

یکی از فریب های حکومت، تلاش برای مصادره مفاهیم متعالی به نفع خود است. اینکار با دو استراتژی کلی در حال انجام است:  سوء استفاده از دین داری مردم در داخل و وانمود کردن به مبارزه با زورگویان در سطح جهانی. درباره این دو فریب باید بسیار گفت و درهرعرصه ای، تناقضات رفتاری حکومت را برشمرد و او را رسوا کرد. موضوع این نوشته متمرکز بر ارزش های دینی است و تاکید بر اینکه، توهین به عقاید و باورهای مذهبی، افتادن در دامی است که حکومت پهن کرده است.

دین در جایگاه اصلی خود یکی از ارکان فرهنگ ، برقرار کننده نظم در اجتماع و ایجاد کننده روح جمعی و اخلاق مداری است. اما مانند هر چیز خوب دیگر، وقتی توسط گروهی فرصت طلب مورد سوء استفاده قرار گرفت، ابزاری برای تحمیق و فریب مردم می شود. ما باید ارزش های دینی را بشناسیم و آن را متعلق به خود بدانیم و باور داشته باشیم که آنچه به نام دین می شود لزوما منطبق بر آن و یا مورد تایید آن نیست.

اگر در دین اسلام زیبایی پرستش و شکوه حقیقت خواهی هست، این متعلق به همه دینداران است و نه داعیه داران حکومت اسلامی و ضایع کنندگان حق مردم.

اگر در مذهب تشیع عدالت از اصول دین است، این باید انگیزه مومنان برای ایستادگی در برابر دنیا پرستان قدرت طلب باشد و نه ابزار سرکوب نظام سلطانی.

اگر حکومت از ایثار حسین و یارانش نمایشی می سازد تا مظلوم نمایی کند و مخالفانش را یزید و شمر بخواند، ما می توانیم ندای حق طلبی و آزادگی حسین را به یاد آوریم و او را سرمشق مقاومت خود قرار دهیم.

اگر مردان و زنان ما برای این سرزمین جنگیدند و کشته شدند، خون آنها سرمایه ما برای مبارزه در راه آزادی است و ما باید ارزش و قدر آن خیل فداکار را بشناسیم و بدانیم. هر چند حکومت حرمتی برای عقیده و آرمان آنها قائل نیست و تنها به مصادره رشادت های آنها و بهره برداری از ثمره جان فشانی آنها می اندیشد.

دین اسلام و مذهب تشیع سرشار از ارزش های انسانی، اخلاقیات و باورهای آگاهی بخش است و بخش بزرگی از جامعه ایران هنوز به آن باور داشته و هر کدام به نحوی آن را در رفتار و کردار خود متجلی می بینند. احترام به اعتقادات دینی، احترام به هم وطنانی است که درد آنها را درد خود می دانیم. خیرخواهی بدون احترام، معنایی جز خوار شمردن ندارد.