ظاهرا آقایان هاشمی و خاتمی بر روی حضور و حمایت از حسن روحانی به توافق رسیده اند. قماری که از نظر من دو سر باخت است ، توان بردن انتخابات را ندارند و بزرگترین کمک را به جناح حاکم خواهند کرد.
برخلاف تصور این آقایان، پایگاه اجتماعی شان ضعیف تر از همیشه است، نه اینکه هواخواهان سابق از وضع موجود رضایت دارند که برعکس بسیار هم خسته شده اند ولی توانی برایشان نمانده است. چون واقعیت بلاموضوع بودن اصلاحات مثل چوبی هر روز به چشمشان فرو می رود. استیصال مزمن به کرختی و بی تفاوتی می انجامد.
شخصا تایید صلاحیت مشایی را غیر ممکن می دانم، چون کوتوله های مدعی در برابر مشائی هیچ شانسی ندارند و مفتضحانه شکست می خورند. از طرفی احمدی نژاد جز یک سری مدارک و شواهد از نزدیکان رهبری و تهدید به رسوایی چیز دیگری ندارد، برنامه هایی مثل خیزش روستاها، دخالت سپاه یا کمک خواهی از سازمان ملل بسیار بعید می نماید که اجرا و اجابت شود. با این فرض و توافق محتمل بر حضور فردی دیگراز حلقه دولتیان، احمدی نژاد و کاندیدایش از حضور روحانی بیشترین ضربه را می خورند و ای بسا که با تقسیم
آرا، برنامه احمدی نژاد ابتر بماند و خدمت بی مزد و منتی به نظام شود.
آقایان به خوبی می دانند که نظام هیچ تصمیمی برای پذیرش یک رئیس جمهور اصلاح طلب یا معتدل ندارد. به زعم خودشان قصد دارند هزینه ادامه برنامه قبلی را برای نظام بالا ببرند. اتفاقا حریف هم دستشان را خوانده و از خدا خواسته که اینها به میدان بیایند تا یکسره کردن کار احمدی نژاد رنگ ملی و فراجناحی بگیرد.
من به پیر و جوانی فکر می کنم که با هزار امید به اینها اعتماد می کنند و جز یاس و سرخوردگی نصیبشان نمی شود.
0 comments:
Post a Comment